اگر ابري چنين ارام بر اين ويرانه مي ايد
نمي بارد به جز افسوس كه بر اين لانه مي ايد
*
بيا با من نشين اي صبر، كنار ساحل اين دل
بيا با من نشين اي صبر، كنار ساحل اين دل
كه از هر گوشه موج غم بر اين ويرانه مي ايد
*
تمام فصل اين خانه ندارد رنگ نوروزي
تمام فصل اين خانه ندارد رنگ نوروزي
كه زردي خزان هر دم بر اين كاشانه مي ايد
*
اگر ابري گذر كردست بر اين ابي بي جوشش
اگر ابري گذر كردست بر اين ابي بي جوشش
نبارد جز نگاه غم كه از اين خانه مي ايد
*
ببند چشمان تار و خستهي هر پنجره كين جا
ببند چشمان تار و خستهي هر پنجره كين جا
صداي شاد هر اميد غريبْ، بيگانه مي ايد
پي نوشت:
در حذف كردن شعرهايتان هميشه دقت كنيد
در حال ناراحتي دست به نوشته هايتان نزنيد
چند بيت از شعر به تاريخ پيوست و در بين ورق پاره ها م پيدا نشد

